تبليغاتX
فانوس راه

فانوس راه

تولد منجی بشریت ، فرزند و یادگار گرانقدر شهید عدالت و حق طلبی حسین ابن علی (ع)  بر همه مظلومان و ستمدیگان جهان ، خصوصا مردم ستم کشیده ایران مبارک باد .

گل نرگس بیا و ببین اوج مظلومیتت را ، که با نام تو در روز تولدت چه هزینه های سنگینی بر مستضعفان ایران تحمیل می کنند و با نام زیبا و دلربای تو و جدت بزرگوارت علی (ع) دین ما را به تمسخر گرفته و بر ما ظلم روا می دارند .

بیا مهدی که یتیمان و تنگ دستان کشورم منتظر آن عدل واقعی علی هستند ، نه سحر و جادو و دروغ و ظلم و ریا و دزدی و... جغدان معاویه صفت .

بیا یبن الحسن دردم دوا کن     مرا با دیدنت حاجت روا کن  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 23:48  توسط علی  | 


 

نشسته ماه بر گردونه عاج،

به گردون می رود فریاد امواج ،

چراغی داشتم ، کردند خاموش ،

خروشی داشتم ، کردند تاراج . . .
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 18:26  توسط علی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

سلام دوستان خوبم ، عيد نوروز فرا رسيد و ولي شادي واقعي براي من و شايد شما به همراه ندارد .

من به عنوان يك انسان سبز انديش ايراني به خانواده هاي شهداي سال 88 و 89 تسليت عرض كرده و اميدوارم كه خداوند متعال مرحمي بر دل زخم خورده آنان عنايت فرمايد .

آمين


هر دم دردي از پي دردي اي سال

با اين تن ناتوان چه كردي اي سال ؟

 

رفتي و گذشتن تو يك عمر گذشت

صد سال سياه برنگردي اي سال

زنده ياد قيصر امين پور

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 4:39  توسط علی  | 

 

ماهنامه ای که گوشه ای از خلوت مرا به خود اختصاص

  داده است


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 12:59  توسط علی  | 

با توجه به موج بیداری ملت مسلمان لیبی و عزم راسخشان برای نابودی یکی دیگر از دیکتاتوران خوناشام منطقه احتمال حضور یوسف زیبا رویمان بیشتر از گذشته در ایران حس می گردد . به امید دیدارش در فردا که با حضورش کاخ استبداد در هم خواهد شکست . ( آمین ) 

سوار خواهد آمد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 18:49  توسط علی  | 

 

بنام الله كه بخشاينده و با رحمت است

مثل كساني نباشيد كه گفتند : شنيديم در حالي كه هيچ نمي شنوند ! * بدانيد بدترين جنبندگان نزد خداوند كساني هستند كه نسبت به حقايق كر و كورند وانديشه نمي كنند ! * و اگر خدا در وجودشان خيري مي ديد بي شك به حقايق شنوايشان مي كرد ، هر چند اگر شنوا هم شوند از حقايق رو برمي گردانند و اعراض مي كنند ! * اي اهل ايمان هنگامي كه خدا و رسولش شما را به چيزي مي خوانند كه مايۀ حياط و عزتتان است ، اجابت كنيد ! بدانيد كه خداوند ، بين آدمي و قلبش حائل است و همه بسوي او گرد خواهيد آمد ! * و بپرهيزيد از فتنه اي كه فقط ستمكاران شما را شامل نمي شود ! و بدانيد مجازات خداوند سخت و طاقت فرساست * و بياد آوريد كه در زمين اندك و ناتوان بوديد آنچنانكه بيم آن داشتيد كه مردم شما را نابود كنند ! اما خدا شما را پناه داد و به مساعدت خويش ، ياري كرد و از چيزهاي پاكيزه روزي تان داد ، تا شكر گزار شويد ! * اي اهل ايمان ! به خدا خيانت نورزيد ، در حالي كه به زشتي اين كار آگاهيد ! * اي اهل ايمان اگر حرمت خدا را نگاه داريد او به شما قدرت تشخيص حق از باطل را عطا فرموده و گناهان شما را مي پوشاند و شما را مي آمرزد ! بدانيد خداوند صاحب فضل و كرمي بزرگ است *     

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 22:17  توسط علی  | 


 آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به مناسبت 19 دی، قیام خونین مردم قم علیه توهین به امام(ره) به بیان دیدگاه‌های خود با عنوان مذمت توهین و تهمت پرداخته است.متن پیام وی بدین قرار است :
توهین و تهمت به كسانی كه جایگاهی در قلوب مردم یك سرزمین یا پیروان یك آیین الهی دارند، شیوه همیشگی كسانی است كه پایه‌های قدرت خویش را بر تارهای عنكبوتی بنا نهاده‌اند و شگفتا در تاریخ بسیار دیدیم و شنیدیم كه حاكمان ناحق بسیاری، برای بقای خویش به این شیوه نخ‌نما تمسّك جستند و هر‌بار نیز آفتاب حقیقت از پس ابر توهین و تهمت بردمید و اساس شب‌پرستان را درنوردید، اما اذناب جور به این میراث اجدادی خویش پایبندند.

به تاریخ صدر‌اسلام برگردید كه سران بت‌پرست حجاز، وقتی عجز خویش را در مقابله با پیام‌های آسمانی پیامبر رحمت دیدند و از اقبال مردم به دعوت اسلام و ادبار از خویش ترسیدند، تیر توهین و تهمت را در تركش نهادند تا شاید با سیاه‌نمایی نورانیت رسول مكرم(ص) و سحر و جادو خواندن كلام وحی، بر روزگار قدرت خویش چند صباحی بیفزایند،اما دیدیم كه لات، هبل و عزی یكی پس از دیگری شكستند و وحدانیت خدا در قالب تعالیم متعالی اسلام بر زبان‌ها جاری شد وامروز مسلمانان با بیش از 5/1 میلیارد جمعیت و 56 كشور با قومیت‌های مختلف و زبان‌های گوناگون فریاد برمی‌آورند كه «اشهد ان محمداً رسول الله» فراز و فرود تاریخ و تهمت و توهین طاغوتیان در حق حق‌گویان را در 1400 سال گذشته می‌دانید و به رسم ایجاز، به تاریخ معاصر ایران، به عنوان ام القرای جهان اسلام می‌پردازم كه سلطنتی به شیوه اشراف مكه و مدینه در اندیشه شوم حكومت موروثی به شیوه دیكتاتوری و استبدادی داشت.

مردی از قبیله اهل بیت(علیهم‌السلام) علم مبارزه ضدطاغوت را هرچند گروهی در آن مقطع پرچم ضلال می‌دانستند، برافراشت و در طول 17 سال با زبرالحدیدهایی كه داشت، مردم را به میدان آورد.

اگر در نقطه آغاز مبارزه، رژیم پهلوی با كشتار بی‌رحمانه در 15 خرداد 42 و تبعید امام و حبس مبارزان، تسمه از گرده مردم كشید و به قول خویش زهر چشم گرفت، اما آن آتش، زیر خاكستر نهان بود و هر ‌ازچند گاهی انفاس قدسیه امام(ره) در بیانیه‌ها و روشنگری‌های مبارزان در سخنرانی‌ها، بر آن می‌دمید و در گذر زمان به سال 1356 رسیدیم.

رژیم پهلوی براساس اطلاعات میدانی ساواك كه بعضاً تا عمق خانواده‌ها نیز نفوذ داشت، مانند سران مشرك قریش، پی به عجز خویش در مقابله با اقبال روزافزون مردم به امام و نهضت روحانیت برد و در همان سال، دو سیاست را برای ترور فیزیكی و شخصیتی امام پی گرفت.

برای ترور فیزیكی نور چشم امام، حاج آقا مصطفی خمینی را در آبان ماه 1356 نشانه گرفتند تا امام را از ادامه مبارزه مأیوس كنند. اما وقتی استواری امام را در تداوم مبارزه و صلابت مردم در حمایت از امام دیدند، در دی ماه همان سال سیاست ترور شخصیتی امام را در دستور كار خویش قرار دادند و مقاله‌ای سراسر توهین و تهمت به امام را در روزنامه اطلاعات منتشر كردند كه به اعتراف دوست و دشمن، اتفاقات پس از آن، سقوط رژیم پهلوی را در سراشیبی تسریع نهاد.
 
مردم همه شهرهای ایران، به خصوص مردم شهر قم كه امام را با همه سوابق می‌شناختند، چون آتشفشانی به خروش آمدند و اگرچه در 19دی در خیابان‌های قم در خون خویش غلتیدند، اما گدازه‌های خشم و نفرت خویش را بر كاخ پوشالی و سست بنیاد پهلوی ریختند.

همراهی پیر و جوان و زن و مرد قم با طلبه‌ها، فضلا، علمای بیدار و مراجع بزرگوار برای دفاع از حقانیت وجود یك سید جلیل‌القدر از سلاله پاكان ثابت كرد كه تقدیر الهی در قرار دادن مضجع شریف حضرت معصومه(س) در قم و بعدها تأسیس حوزه علمیه در این خطه از جغرافیای وسیع ایران بی‌حكمت نبوده است.

مردم قم در 19 دی 1356 با خون خویش درختی را آبیاری كرده‌اند كه سالها پیش خون مردم تهران و كفن‌پوشان ورامین و خود قم در پای نهال آن ریخته شده بود. درختی كه شاگردان امام در طول 15 سال تبعید رهبر خویش با تحمل مرارت‌های شكنجه و زندان نگذاشتند شاخه‌های انحرافی بر آن رشد نماید، درختی كه یك سال پس از قیام خونین مردم قم با عنوان «جمهوری اسلامی» ثمر داد. درختی كه در سالهای پس از پیروزی، تثبیت و تداوم خویش با حضور مردم و اهدای خون جوانان در دفاع مقدس، سایه گستر شده است.

اینك 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و بقایای فكری دین‌زدایی و روحانیت‌ستیزی كه در بهار هوشیاری مردم ایران، چون مارهای افسرده سر در خاك انتقام فرو برده بودند، در پاییز بداخلاقی‌های سیاسی و اختلافات سلیقه‌ای، پوست‌اندازی كرده و سر برآورده‌اند و خاكریز به خاكریز جلو می‌آیند و شاهدیم كه پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در 30 سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیده‌اند.

تأسف‌آور است كه این بار برای توهین و تهمت، لباس رشیدی مطلق‌ها را درآورده و خرقه دوستی و ارشاد پوشیده‌اند، رندانه با چراغی كه دروغ را اخلاق، تهمت را مبارزه و توهین را جهاد می‌دانند، مزوّرانه پشت خاكریزی پناه گرفته‌اند كه مطمئناً آخرین و بالاترین هدف آنها خواهد بود
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 22:47  توسط علی  | 

بنام خداوند بخشاينده مهربان


« در اين خطبه مُـدعيان  قضاوت را مي شناساند كه عهده دار قضاوت هستند و شايسته آن نيستند »

الف : شناخت بدترين انسانها

   دشمن ترين آفريده ها نزد خدا دو نفرند : مردي كه خدا او را به حال خود گذاشته ، واز  راه راست دور افتاده است ؛ دل او شيفتۀ بدعت است و مردم را گمراه كرده است، به فتنه انگيزي مي كشاند و راه رستگاري گذشتگان را گم كرده و طرفداران خود وآيندگان را گمراه ساخته است . بار گناه ديگران را بدوش كشيده وگرفتار زشتي هاي خود نيز مي باشد .

و مردي كه مجهولاتي به هم بافته ، ودر ميان  انسانهاي نادان امُـت ، جايگاهي پيدا كرده است ؛ در تاريكي هاي فتنه فرو رفته ، واز مشاهده صلح و صفا كور است . آدم نماها او را عالم ناميدند كه نيست ، چيزي را بسيار جمع آوري مي كند كه اندك آن به از بسيار است ، تا آن كه از آب گنديده سيرآب شود ، و دانش  واطلاعات بيهوده فراهم آورد .

ب : روانشناسي مدعيان دروغين قضاوت

   در ميان مردم ، با نام قاضي به داوري مي نشيند ، وحل مشكلات ديگري را بر عهده مي گيرد؛ پس اگر مشكلي پيش آيد ، با حرف هاي پوچ و تو خالي و راي و نظر دروغين ، آماده رفع آن مي شود .

سپس اظهارات پوچ خود را باور مي كند ، عنكبوتي را مي ماند كه در شبهات و بافته هاي تار خود چسبيده ، نمي داند كه درست حكم كرده يا بر خطاست ؟ اگر بر صواب باشد مي ترسد كه خطا كرده ، و اگر بر خطاست اميد دارد كه راي او درست باشد !.

ناداني است ، كه راه جهالت مي پويد ؛ كوري است كه در تاريكي گمشده خود را مي جويد ؛ از روي علم و يقين سخن  نمي گويد ؛ روايات را بدون آگاهي نقل مي كند ؛ چون تند بادي كه گياهان خشك را بر باد مي دهد ، روايات را زيرورو مي كند ، كه بي حاصل است . به خدا سوگند ، نه راه صدور حكم مشكلات را مي داند ، و نه براي منصب قضاوت اهليت دارد ! آنچه را كه نپذيرد علم به حساب نمي آورد ، و جز راه و رسم خويش ، مذهبي را حق نمي داند ؛ اگر حكمي را نداند آن را مي پوشاند تا ناداني او آشكار نشود ؛ خون بي گناهان از حكم ظالمانه او در جوشش و فرياد ميراث بر باد رفتگان بلند است. به خدا شكايت مي كنم از مردمي كه در جهالت زندگي مي كنند و با گمراهي مي ميرند ، در ميان آنها ، كالايي خوارتر از قرآن نيست اگر آن را آنگونه كه بايد بخوانند ؛ و متاعي سودآورتر و گرانبهاتر از قرآن نيست اگر آن را تحريف كنند ؛ ودر نزد آنان ، چيزي زشت تر از معروف ، و نيكوتر از منكر نمي باشد .   

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم دی 1389ساعت 21:8  توسط علی  | 


چكيده: مردم به سمت چهار راه ولی عصر حرکتش می دادند تا شاید جسد بی جانش را به جایی برسانند. از هر گوشه و کنار صدای ضجه و زاری می آمد. زنی مسن با دیدن این صحنه نقش بر زمین شد ... مردم جسد را یا حسین گویان حمل می کردند و گارد ویژه هم از سوی دیگر خیابان پیش می آمد، مثل همیشه تا بن دندان مسلح. مردم جنازه را به سویشان گرفتند، شاید کمی دلشان نرم شود و جنازه را بدون درگیری تحویل بگیرند. آنها بدون هیچ حرکتی ایستادند. مردم جنازه را بر زمین درست مقابل پاها و باتوم های شان گذاشتند و پیرمردی رو به گاردی ها گفت: این هموطن شماست! هموطن ما ...


کلمه: عاشورای ۸۸ تهران، ناگفته‌های زیادی دارد. ناگفته‌هایی که هیاهوی دروغ ها و تهمت ها نیز نمی‌تواند آنها را از ذهن هزاران هزار تنی که شاهد جنایات آن روز بوده اند، پاک کند. برخی از این ناگفته ها، کم کم به زبان می آیند. یکی، همین نوشته ای است که در زیر می خوانید؛ روایت یک شهروند از صحنه هایی که در آن روز دیده است:

با وجود اینکه روزها از عاشورای خونین می گذرد، هرگز نتوانسته ام چشمان باز جسدی را که جلوی رویم در مقابل گارد ویژه قرار گرفت و جنازه اش به ناکجا آبادی منتقل شد فراموش کنم. شهیدی که اسمش را نمی دانم و رسمش را نمی شناسم. اما خود را موظف می دانم که درباره اش بنویسم تا فقط برگ کوچکی باشد از تاریخ روزهای سبزمان. مردی حدود ۴۰ ساله، با محاسن و چشمانی باز با گلوله ای که بر سمت چپ بدنش درست زیر قلبش نشسته بود.

از آن روز به او بارها فکر کرده ام و هرگز نتوانسته ام لحظات جان سپردنش را در مقابل چشمانم از یاد ببرم. من هم آن روز به عنوان یک شاهد عینی که این روزها زیاد از آن یاد می شود، فقط گوشه ی کوچکی از مشاهداتم را می نویسم.

در آن روز، خون یکی از شهروندان جلوی چشمانم ریخته شد و من هر گز نمی توانم چشمان باز او را که شاید بر آن همه ظلم باز مانده بود، فراموش کنم. او زیر پل کالج تیر خورد و بر دستان مردمی که با ندای هیهات من الذله و یا حسین حرکت می کردند، حمل می شد. پیراهن را از تنش درآورده بودند. جای گلوله به خوبی بر سمت چپ بدنش مشخص بود.

مردم به سمت چهار راه ولی عصر حرکتش می دادند تا شاید جسد بی جانش را به جایی برسانند. از هر گوشه و کنار صدای ضجه و زاری می آمد. زنی مسن با دیدن این صحنه نقش بر زمین شد … انگار عجیب بود! خیلی عجیب. اینکه در خیابان های شهر من این طور در روز روشن و در ظهر عاشورا کسی این گونه کشته شود.

مردم جسد را یا حسین گویان حمل می کردند و گارد ویژه هم از سوی دیگر خیابان پیش می آمد، مثل همیشه تا بن دندان مسلح. مردم جنازه را به سویشان گرفتند، شاید کمی دلشان نرم شود و جنازه را بدون درگیری تحویل بگیرند.

آنها بدون هیچ حرکتی ایستادند. مردم جنازه را بر زمین درست مقابل پاها و باتوم های شان گذاشتند و پیرمردی رو به گاردی ها گفت: این هموطن شماست! هموطن ما … اما حرفهایش خیلی زود در اثر شلیک گاز اشک آور قطع شد و خیلی زود و در چشم بر هم زدنی جمعیتی که جسد شهید را حمل می کردند، به سرفه افتادند و بعد در کمتر از چند ثانیه پیکر شهید ناپدید شد. لابد جنازه شهید را بردند تا روزهای بعد، خیلی دیرتر از زمانی که خانواده اش انتظار بازگشتش به خانه را دارند، تحویلشان بدهند. هرگز نمی توانم انتظار همسر، مادر و شاید فرزندان او را به خانه تصور کنم. انتظاری که هرگز دیگر نتیجه ای نخواهد داشت. اما من و ما هرگز نمی توانیم این صحنه را فراموش کنیم. صحنه چشمان باز کسی را که فقط به خاطر اعتراض و یا شاید باز پس گرفتن رای اش، جان باخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 6:56  توسط علی  | 

بنام خدا


ستودن ظالم به طوري كه سبب تقويت و شوكتش شود تا بتواند بيشتر ستم كند يا اينكه او را به اين ستايش جري تر كند و شاهد بر كبيره بودن اين قِسم كمك ، علاوه بر دليلهاي گذشته تمام دليلهاي نهي از منكر است و خصوصاً شيخ انصاري نقل مي فرمايد از پيغمبر اكرم (ص) كه فرمود : « كسي كه تعظيم كند و بزرگ كند صاحب دنيائي را و او را از روي طمع به دنيايش دوست دارد خداوند بر او سخت مگيرد و در محلي كه قارون است در تابوتي از آتش در پست ترين طبقات دوزخ خواهد بود »

ونيز پيغمبر اكرم (ص) فرموده : « كسي كه سلطان ظالمي را بستايد يا خود را براي او از روي طمع كوچك و پست كند با او در آتش جهنـّم همنشين خواهد بود .

و در آخر مي فرمايند : « هرگاه فاسقي ستوده شود عرش خدا مي لرزد و خشمش ستاينده را مي گيرد »

كتاب گناهان كبيره اثري از شهيد آيت الله دستغيب (ره)

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 23:13  توسط علی  |